:::: تاریخ ثبت : دوشنبه 16 مهر 1386 ::::
بازم این سرما اومد

یه جونورایی بودن تو علوم ابتدایی راجع بهشون می خوندیم و بهشون می گفتن خونسرد. دمای بدنشون در فصل سرما سرد و در فصل گرما گرم است. نمی دونم والله چی شد؟ گلامون قاطی شد. من اشتباهی به دنیا اومدم. اون روزو اصلا یادم نیست. خلاصه که منم عین اوناام. تو فصل سرما انقدر سردم که مثل قندیل می مونم. وقتی به یکی دست می زنم رعشه میوفته به جونش. خواهرام بهم می گفتن ننه سرما. توی گرما هم از بس داغ می کنم حتی با اینکه کولر گازی و میذارم رو آخرین درجش(تو شرکت) تو خونه هم که دور تند کولر و می زنم باز گرمم. آخه این چه حکایتیه؟ آخه این درد و برم به کی بگم؟ دو تا سوییشرت داشتم که پارسال هی زمستون برمی داشت تو خونه می پوشید و باهاشون می خوابید. خلاصه داغونشون کرد. بهش می گفتم آخه مرد تو مگه خودت لباس نداری؟ خب بردار لباسای خودت و بپوش اما خب کو گوش شنوا. می گفت با اینا خیلی راحتم. حالا دیگه امسال هیچی ندارم. شما بگید من چیکار کنم؟

از سرما اصلا خوشم نمیاد. از بس که یخ می کنم همش دلم می خواد بچپم زیر پتو. حال هیچ کاری و ندارم. برعکس من زمستون همونطوری که از اسمش پیداس عاشق پاییز و زمستونهشما از کدوم فصل خوشتون میاد؟ من که از اسفند تا اردیبهشت و خیلی دوست دارم. قشنگترین و پرجنب و جوش ترین و خوش آب و هواترین ماههای ساله. دروغ می گم بگید دروغ می گی.

دیشب زمستون یه ادکلن برام خرید. نه هیچ مناسبتی نداشت. همینطوری از روی علاقه تحویلم گرفت.اتفاقا اینجوری به نظرم شادیش بیشتره وگرنه تو تولدا و عیدا و سالگردا که خرید هدیه هنر نیست. به قول شاعر که می گه «بی بهانه یاد من باش» آره اینجوری بهتره.

راستی امروز روز جهانی کودکه. نکنه زمستون به این مناسبت برام کادو خرید.