X
تبلیغات
رایتل
:::: تاریخ ثبت : یکشنبه 22 اردیبهشت 1387 ::::
پارک ارم

ای خدا مردم بس که کت و کولم کش میاد.

جمعه طبق قرار قبلی رفتیم پارک ارم. از همونجا هم انقدر کش میام. همونطور که قبلا گفتم ما هفت شبانه روز جشن تولد می گیریم چیکار کنیم دیگه پولداری و هزار درد و بلا... حالا پیدا کنید کنید پولدار را!!!

عکس مناسبی که بتونم اینجا بذارم ندارم وگرنه می ذاشتم. شاید 15-16 سالی باشه که نرفته بودم ارم. همه جا به نظرم کوچیک شده بود حتی بازیهاش یا دریاچش. خواهرم می گفت تو بزرگ شدی، اینا کوچیک نشدن!!

زمین تا آسمون با اون چیزی که قبلا بود فرق داشت. تصورم از اون پارک شلوغ و شاد کاملا به هم ریخت. نه صدای جیغ و دادی بود و نه فریاد و خنده ای. یادمه قبلنا باید تو صف می ایستادیم تا بتونیم سوار یه بازی بشیم اما ایندفعه فقط با ما چند نفر هم بازی رو راه می انداخت. اسباب بازیهای کهنه روکشای کنده شده و همه چیز خالی از حضور شاد جوانها. اینجاست که آدم می فهمه چقدر زمونه عوض شده و دل خوش از مردم سلب شده. خیلی متاسف شدم. با همه این حرفا به ما خیلی خوش گذشت. کلی بازی سوار شدیم. الکی هم جیغ می کشیدیم. فقط صدای ما تو پارک بود. اولش می گفتیم آقا تندش کن. وسطش می گفتیم بسه! آخرش می گفتیم آقا تو رو خدا بسه!! کلی خندیدیم و کیف کردیم. حسابی تخلیه انرژی شدیم. قایق سواری کردیم. صبحانه و ناها اونجا بودیم. کیک و هله هوله و باقالی تازه و . . . جای همگی خالی. به جای خودمون دوتا عکس از مینو می ذارم. فقط ماشالله بگید بچمون چشم نخوره انقدر که خوشگل و خوردنیه. الهی خاله قربونت بره عزیز دلم 

 

        

 

       

این و جمعه تو پارک با گوشی جدیدم ازش انداختم. الهی قربون لپات برم خوشگل من