X
تبلیغات
رایتل
:::: تاریخ ثبت : شنبه 27 بهمن 1386 ::::
ولنتایین

من واسه ولنتایین هیچ کاری نکردم درست برعکس پارسال که همه کار کردم. امسالم می خواستم، اما چون همش مجید باهام بود فرصت خرید هدیه پیدا نکردم. تصمیم گرفتیم شب بریم بیرون یه دوری بزنیم و شام بخوریم و برگردیم. عصر عاطفه اومد و گفت که می خواد بره خرید عید و گفت که با ما میاد. ما هم گفتیم بیا. نمازمون و خوندیم و زدیم بیرون. حسابی خرید کردیم البته ما که نه عاطفه. بعدش مجید یه شال برام خرید. بعد گفت حالا بریم تو یه کت شلوار واسم بگیر. منم گفتم آره حتماً پررو!!! این تازه عوض کادوی پارسال منه که تو هیچی نگرفتی. خلاصه دیگه شب خوبی بود. رفتیم یه جا رسیدیم. یه طرف خیابون رستوران بود طرف دیگه پیتزایی. اما چون مهمون مجید بودیم رفتیم رستوران و ... رستوران که چه عرض کنم عین آشپزخونه بود ولی انصافا غذای خوشمزه ای داشت. همیشه که نباید رفت جاهای باکلاس. بی خیال بابا هر جا دستت اومد برو. راستی فیلم پارک وی و دیدیم. چقد چرت و مزخرف بود. فقط اعصاب آدم و خورد می کرد. اگه ندیدین هیچ وقت نبینید.

صبح جمعه عین این پیرمرد و پیرزنا صبح خروس خون بیدار شدیم نمازمون و خوندیم. مجید رفت نون گرفت و صبونه که چه عرض کنم از بس زود بود انگار سحری می خوردیم. بعدم رفتیم افتادیم به جون اتاق خواب. تخت مختینا رو باز کردیم آوردیم بیرون پرده ها شوت شدن تو لباس شویی. دو بار در و دیوار و تمیز کردیم حسابی برق افتاد.( این کارو با رخشا بکنید حالش و ببرید) کمدا رو ریختیم بیرون و از اول جمع کردیم. لباس زمستونیهارم گذاشتیم تو چمدون. فقط سه چهارتاش و گذاشتیم بمونه. یه خورده هم وسطش سر و کله هم می زدیم. ده دفعه قهر کردیم و آشتی کردیم از این الکیا. ناهارم املت خوردیم. باز دوباره هی جون کندیم تا شب شد. چون خیلی کار کرده بودیم دیگه برای شام از خودمون پذیرایی نمودیم. تا مجید بره حموم و بیاد یه جوجه کباب خوشمزه درست کردم تا روی آشپز دیروزی رو کم کنم. بعدم دیگه شهریار و دیدیم و گرفتیم خوابیدیم.

امسال خونه تکونی رو زود شروع کردیم. پارسال گفتم تازه اومدیم دیگه کار خاصی ندارم. خلاصه هی کار ندارم، کار ندارم، نمی دونید مجید این خونه رو چیکار کرد. ریخت همه چی و بیرون و ده بساب. اعصابی از من خورد کرد که بیا و ببین. ماهی و سبزمون و ساعت 12 شب عید خریدیم. امسال دیگه درس عبرت شد. زود شروع کردیم که واسه هفته آخر کاری نداشته باشیم و فقط بریم بگردیم انشاللللللله.