X
تبلیغات
رایتل
:::: تاریخ ثبت : چهارشنبه 24 بهمن 1386 ::::
مردها به بهشت می روند و زنها قطعا به جهنم

بعد از خوندن این مطلب در وبلاگ آغاز یک پایان بدجوری به هم ریختم. تمام دیروز بهش فکر می کردم.

هر بار که صحبت از تجاوز به عنف می شه پوشش زن هم در کنارش مطرح می شه و به این ترتیب این رفتار وحشیانه مرد رو توجیح می کنن. این نمونه رو که دیگه پوشش کامل داشته چی می گن. آیا با تهمت زدن اون چیزی رو هم که براش باقی مونده می خوان از بین ببرن. نکنه بیچاره باید پول دیه اون سه تا حیوون رو هم بده تا اعدامشون کنن. موضوع سر تجاوز سه مرد به یک زنه که با زور و کتک کارشون و انجام می دن و بی توجه به التماسهای زن که شوهر داره و فقط دو ساله که ازدواج کرده اون و بدبختش می کنن. بعد از شکایت زن تهمت هرزه بودن و بهش می زنن و با وجود رد این موضوع همچنان حکم رو صادر نمی کنن و متاسفانه همسر زن اون و طلاق می ده و هیچ کس هم نیست که جوابگو باشه.

خودش بدترین ضربه روحی رو دیده و آیا حالا رواست که همسرش هم اون و ترک کنه؟ واقعا نظام مرد سالاری و جنس برتر تا کی می خواد تو این مملکت برپا باشه. یادم نیست شاید آمریکا بود یا کانادا که اول بچه ها بعد زنها بعد سگها و بعد مردها می تونستن به حقوق خودشون برسن. هردوش ردّه و افتضاح. قانون باید به مساوات حقوق همه رو در نظر بگیره و پیش از فکر کردن به جنسیت، انسان بودن مطرح باشد. تو کشور ما زنها باید دعا کنن تا اتفاقی براشون نیفته که خدایی نکرده پاشون به کلانتری و دادگاه کشیده بشه وگرنه بیچاره اند. وقتی به این چیزا فکر می کنم اعصابم خورد می شه. من نمی دونم چرا هر چی می شه می گن پوشش یا آرایش زن بد بوده. خدا می دونه من خودم هر دوش و امتحان کردم و دیدم که اون کسی که بخواد حرفی بزنه یا کاری بکنه به این چیزا کاری نداره. یادمه یه بار که از جایی برمی گشتم و شاید ساعت 7 – 8 شب بود. منم خسته و مونده. نه آرایشی داشتم و نه چیزی. مقنعه هم سرم بود وقتی کنار خیابون ایستادم تا یه تاکسی بگیرم چهار پنج تا ماشین پشت سر هم وایساده بودن و هی با من جلو عقب می رفتن و ... وقتی رسیدم خونه دست و پام چنان می لرزید که اصلا رو پا بند نبودم. نه یک بار هزار بار دیگه هم از این دست اتفاقات افتاد و خدا رو شکر قصر غسرقسر اااه چه می دونم قثر در رفتم. می خوام بگم انقدر آرایش و تیپ زن و علم نکنید. این کار پست مردها رو با هیچ چیز نمی شه توجیح کرد.

دیروز این ماجرا رو برای مجید تعریف کردم و ازش پرسیدم اگه خدایی نکرده این اتفاق تو زندگی تو پیش میومد چیکار می کردی؟ گفت وقتی می گن زن تو این جامعه مظلوم واقع شده یعنی همین دیگه. اما خب ما تو همین جامعه و با این مردم زندگی می کنیم. نمی شه اونا رو نادیده گرفت. شاید واقعا فقط دو راه وجود داشته باشه. آدم دست زنش و می گیره و می ره یه جا که هیچ کس نشناسدش یا اینکه از هم جدا می شن. گفتم خب تو کدوم و انتخاب می کنی. گفت من اول می رم اونا رو می کشم و بعد می ریم جایی که کسی نشناسمون.

خب اینم یه راهه اما چرا نباید فقط مجرم محاکمه بشه و اون زن بیچاره بدون اینکه کسی با چشم دیگر بهش نگاه کنه کنار همون مردم به زندگیش ادامه بده و کسی اون و عامل این کار ندونه و هی نگن مرد فرشته پاک آسمونیست که هرگز نباید کوچکترین غریضش برانگیخته بشه چون توانایی کنترلش و نداره پس حق داره به تو زن دیوسیرت که اصلا متولد شدی این فرشته ها رو از راه به در کنی و حالا هم که یه لاخه موت معلومه و یک آرایش ملیح داری پس هر بلایی سرت بیاد حقته.