X
تبلیغات
رایتل
:::: تاریخ ثبت : سه‌شنبه 24 مهر 1386 ::::
کارآموزی

تو دانشگاه که بودیم برای هماهنگ کردن برنامه کارآموزیمون تلفنی به جای یکی از دوستام صحبت کردم. نه یه بار نه دو بار هشت بار با فاصله های نزدیک به هم. طوری که اون طرف قشنگ صدای من و می شناخت. منم چون دفعه اول خودم و با فامیلی دوستم معرفی کردم هفت دفعه بعدیشم باز همین کار و کردم. از بس که این دوستم تا قطع می کردم یه سوال جدید واسش پیش میومد. از شانس ما زد و همونم درست شد و من و اون دوستم یعنی مژگان راه افتادیم و رفتیم اونجا با فاصله یک روز از اون تلفنا. حالا منم موندم چیکار کنم. صدام و عوض کنم. الکی با ادا حرف بزنم. چیکار کنم که این طرف من و نشناسه. مژگانم هیچ رقمه حاضر نمی شد حرف بزنه. هی می گفت دفعه اوله من خجالت می کشم. می گفتم بیا تو لب تکون بده من حرف می زنم. اینجوری معلوم نمی شه صدای کدوممون داره درمیاد. خلاصه انقدر مسخره بازی درآوردیم و الکی دوبله تمرین کردیم تا رسیدیم اونجا و اونم نمی دونم نفهمید یا به روی خودش نیاورد. دیگه به خیر گذشت. شرکتی که رفته بودیم اسمش (کاویان فرا کام) بود. بیشتر طراحی قالب کار می کرد واسه شرکت ایران خودرو. خلاصه من اونجا موندگار شدم و دوستم رفت یه جای دیگه. یه بار که صب زود از خواب بیدار شدم و اصلا هم حوصله نداشتم برم تو همون خواب و بیداری زنگ زدم به اونجا و وقتی گوشی رو برداشتن زد و زبون من گرفت و یه کاره از گفتن حرف «ک »و«و»  عاجز موندم و پرسیدم:شرکت (کافیان فرافام )؟؟؟ اون طرف گفت: بله؟؟؟!!!!! خودم و جمع و جور کردم و طوری که اون به گوشای خودش شک کنه دوباره اسم شرکت و گفتم و خلاصه اون روز و نرفتم.