X
تبلیغات
رایتل
:::: تاریخ ثبت : پنج‌شنبه 11 مرداد 1386 ::::
من نقشه کشی خوندم و گرافیست شدم

نمی دونم سریال ما چند نفر و نگاه می کنید یا نه. یه وقتا این سریال اعصابم و خرد می کنه. یاد روزای مدرسه و دانشگاه می افتم. یاد شاگرد زرنگ کلاسمون می افتم. البته  از اینا نبود که یه سره سرش تو کتاب باشه. روزای خوبی بود . اگه معلم نمیومد کلاس و می سپرد دست اون تا هر کی اشکال داره ازش بپرسه. تو دانشگاه هم همینطور بود. من نقشه کشی و طراحی صنعتی خوندم. روحیه ام حساس و هنر دوسته ولی با این حال رشته خشنم و دوست داشتم. کلاسهای استادمرادی بهترین خاطره هارو برام ساخت. سفری که به اصفهان رفتیم و تو دانشگاه صنعتی اصفهان ۳ روز موندیم. شاهکارای آقای مرادی. سوتیهای بچه ها. بازدید از کارخونه ها. عجب روزایی بود. طراحی های قالب و جیگ و فیکسچر این شاگرد زرنگ حرف نداشت. نقشه کشیها هم که دیگه آخر لذت بود. انقدر کارش خوب بود که دیگه هیچ استادی ازش پروژه پایان ترم نمی خواست و نمرش و می داد ولی اون خودش دلش می خواست که پروژه تحویل بده چون از این کار لذت می برد. خطکش T ،میز نقشه کشی، کالک و راپید،‌ شابلونای جورواجور همه وسایلاش و دوست داشت و از کار کردن با اونا لذت می برد. ولی نمی دونم چرا برای این شاگرد زرنگ بعد از فارق التحصیلی دیگه کار نبود. اگرم بود از این کارای در پیت بود که خودش رضایت نمی داد بره. یه جایی و یه کاری می خواست که بتونه از همه اطلاعاتش استفاده کنه. خیلی از اون بچه هایی که همیشه ایراد داشتن و هنوز نمی دونستن چطوری باید یه کارو اندازه گیری کنن به خاطر واسطه و رابطه سر کارای خوب رفتن. ولی اون شاگرد زرنگه هرچی بیشتر می گشت کمتر پیدا می کرد. آخر هم سر کار رفت ولی نه کاری که برای به دست آوردن علمش چند سال وقت گذاشت. الان توی یه شرکت مشغوله. به عنوان یه گرافیست که همشم با کامپیوتر کار می کنه. از کارش بدش نمیاد ولی هنوزم وقی یه خطکش T میبینه وقتی کتابای قدیمش و باز می کنه وقتی خاک روی نقشه هاش و پاک می کنه از خودش می پرسه یعنی هیچ جایی نبود که علم این آدم به دردشون بخوره. آدمی که همیشه سعی می کرد همه چیز و خوب یاد بگیره تا همیشه بهترین کار و ارائه بده. با خودش فکر می کنه من نقشه کشی خوندم و گرافیست شدم. الان جای من کی داره کار می کنه؟ شاید یه حسابدار که سه ماه دوره اتوکد دیده شایدم ...