X
تبلیغات
رایتل
:::: تاریخ ثبت : دوشنبه 1 مرداد 1386 ::::
زیباترین واژه یعنی خدا

امروز به شدت احساساتی هستم. صبح مطلبی راجع به خدا در وبلاگ( باور من خواندم) که احساسم را شیشه ای کرد. بعد هم دو سخنرانی از سخنرانی های الهی قمشه ای گوش دادم که حالم را بدتر کرد. یعنی بهتر کرد. یعنی به خود واقعیم نزدیکتر کرد. یعنی برای ساعاتی مرا از مادیات این دنیا جدا کرد.

من به خدای خود چه بگویم تا بداند همانطور که او مرا عاشقانه دوست دارد من نیز با همه وجودم دوستش دارم و می خواهمش و این را با تمام آنچه که او به من داده احساس می کنم چراکه عظمت حضور او غیر قابل انکار است. خدای من در وجود من و در قلب من زندگی می کند. خدای مهربان من مالک من است. چه کسی می گوید خدای مهربان من مخلوقات نافرمانش را به جهنم می فرستد تا عذابشان دهد. اصلاً مگر خدایی به این مهربانی و بخشندگی می تواند بندگان ضعیف خود را در آتش بسوزاند!...نه من باور نمی کنم. من گمان می کنم جهنم جایی است که بندگان نااهل را به آنجا می برند تا از خدا دور شوند و سایه لطف او و گرمای وجود پاک او را احساس نکنند و عذاب آنها که همانا بزرگترینشان می باشد همین است. و بهشتیان از این جهت به تمام لذائذ می رسند که در جوار خدا به سر می برند. پس دیگر به من وعده قصرهای باشکوه و غذاهای رنگارنگ و پریان زیبا را ندهید. من دیگر کودک نیستم که به وسوسه رسیدن به این چیزهای ناچیز بنده خوب خداشوم. به من فقط بگویید که اگر نخواهم خوب باشم، دیگر خدا را نخواهم دید...